تاریخ پست:1396/6/5 16:49
نوشتاری از تاگور درباره‌ی اشوزرتشت

اساس آیین اشوزرتشت بر آموزه‌های اخلاقی است

تاگور

امرداد:

پارسیان هند بر اساس گاه‌شمار یزدگردی، روز خورداد دینی (یکم شهریورماه خورشیدی) را به مناسبت زادروز اشوزرتشت جشن می‌گیرند. گفتنی است سال نوی پارسیان از روزهای پایانی امردادماه آغاز ‌شده است.
به مناسبت جشن زادروز اشوزرتشت در هند نوشتاری از تاگور در پی آمده است.

رابيدرانات تاگور چکامه‌سرا، فيلسوف و نخستین برنده‌ی جايزه‌ی ادبی نوبل درباره‌ی آیين اشوزرتشت نوشتاری دارد كه از سوی دين‌شاه ايرانی برگردان شده است. این متن را در ادامه می‌خوانید:

آموزگار راستين كسی است كه شب بياموزد و بامداد بياموزاند خرده اوستا

با ارزش‌ترین رخ‌داد تاريخی ايران پیدایش آیینی است كه در چندين سده‌ی پيش از سوی زرتشت پيامبر در جهان گسترش یافت. زرتشت در تاريخ جهان نخستین كسي است كه دین را به شیوه‌ا‌ی با منشی نیک درآورد و در آن روزگار كهن راستی یکتایی را به جهانیان آموخت.

بیش‌ترِ دین‌ها کوشش بر آن دارند كه مردم را به آیین‌های نمادین پاي‌بند سازند. گرچه ممكن است آیین نمادین نيز براي آدمی داراي تاثيری مینوی باشد و تا اندازه‌ای فرد را براي شناخت راستی آماده سازد. به هرروی چون آیین نمادین داراي توانی نيست كه بتواند ما را یک‌سره به راستی نزديك كند بیش‌تر در نهاد آدمی، گمان‌های بیهوده ایجاد می‌کند و شوند(:سبب) گمراهی می‌شود.

زرتشت بزرگترين پیامبر است كه از آغاز تاريخ جهانیان آشکار شده و با  فلسفه‌ی خود آدمی را از بار سنگين آیین نمادین آزاد ساخته و با پافشاری  در بر انداختن آن كوشيده است. اساس آیین خود را بر آموزه‌های اخلاقي نهاده است. اگر چه امروز بر ما روشن است كه كردارنيك زمانی نيك است كه تنها براي خود نيكي به جا آورد (نه به اميد پاداش يا بيم رنج). ولي بايد در نظر آورد كه اين راستیِ درخشان، زمانی از خودِ زرتشت- در جهانی تاریک- تابيدن گرفت كه آدمی در جایگاه نادانی گرفتار بود. حتي هنوز هم كه سده‌ها از زمان آن آموزه‌ها مي گذرد باز در گِرد خود كسانی را مي‌بينيم كه از اين راستی بي‌خبر و به اميد پاداش يا بيم رنج، كوركورانه پيرو آیین بي‌فايده‌ی نمادین هستند كه هيچ برآیند اخلاقي در بر ندارد. در دوره‌اي كه آدمی خداوندها و پروردگارها‌ی پرشمار را پرستش می‌کرد و به تاثيرات جادو باورمند بود زرتشت دين خود را بر پايه‌ی اخلاق نهاد و کوشید آدمی را از بارهاي گران پیروی كه هيچ نشانِ نيكِ اخلاقي در آن گمان نيست، آزاد سازد و بفهماند كه مقصود از دین، پيروی اخلاقِ نيك و شناخت به راستي و درستي است. اين بود كه پایه‌های دين خود را بر انديشه و گفتار و كردارنيك نهاد و تنها راه کام‌یابی و پيروي از اين سه اصل را رهایی بی‌گمان دانست.

زرتشت، راستی را آشكار ساخت كه داراي بلند ترين جای‌گاه فلسفي و اخلاقي است و به همان‌سان يك نور سادگيِ نگریستنی از آن مي‌درخشد. آن راستي و حقيقت، فروزه‌ای از افروزه‌ی ايزدي بوده كه آشکارا به او تابيده و هستی و زندگاني او را فروغ‌مند ساخته به‌ گونه‌ای که او از آن پرتوی ايزدی، راستین را دريافته و توانسته به آرمان مینوی خود دست یابد. چنانچه دريسنا 31 بند هشت مي‌گوید: «اي مزدا همان كه تو را با ديده‌ی دل نگريسته در توان انديشه خود دريافتم كه تويی سر آغاز، كه تويی سر انجام، كه تويی پدر منش پاك، كه تويی آفريننده‌ی راستی، كه تويی داور كردار ما مردمان.»

راستی كه در اثر پژوهش و پی‌جویی شخص نمایان نشده و بر هيچ رویه‌ای تكيه ندارد و مبناي آن بر باورها و کردار آدمی نهاده نشده باشد، چنين راستی مانند الهامي است كه نه ازپیرامون ما بلكه از خارج به ما رسيده و از خواست‌گاه راستین فرستاده شده باشد و اين در وجود آدمی آفریننده‌ی يك آگاهی و باور كامل مي‌شود. كسی كه توانا به پذيرفتن اين راستین و شايستگیِ آن است، خویش‌کاری رهبری ديگران بر دوش او نهاده شده و ما او را پیامبر می‌ناميم. زرتشت خویش‌کاری خود را به خوبي دریافت كرد و باور کرد كه فرتابی (:الهام) راستی به او رسيده و بايد ديگران را از آن آگاه سازد. اين بود كه با شایستگی و دلاوری با قامت برافراشته گفت: «اي كساني كه از دور و نزديك براي آگاه شدن آمده‌ايد، من اكنون سخن خواهم گفت. گوش فرا دهيد و بشنويد، راستیِ روشني را كه به شما مي‌آموزم نیک‌بینانه به یاد بسپاريد. مبادا بار ديگر آموزگار بدخواه، زندگي مردم را نابود سازد و دروغ پرست با كج آموزیِ خويش آنان را گمراه نمايد.»       يسنا هات 45بند1

«ای مردم هر گاه فلسفه شادی ورنج را كه پروردگار خرد فرمان داده بياموزيد و دريابيد كه دروغ گويان و بد خویان به كيفر دير پا دچار و درست كرداران و پاكان از سود بی‌پايان خوشبختی بهره‌ور خواهند شد. آن‌گاه در پرتو اين نهاد به خرسندی راستین و رستگاری دست خواهيد یافت.»     يسنا هات 30 بند 11

 

رابیندرانات تاگور چکامه‌سرا، فیلسوف، اهل بنگال هند، زاده‌ی 17 اردی‌بهشت‌ماه 1240 خورشیدی بود. پدر تاگور غزل‌های حافظ را از بَر بود و به سروده‌های فارسی گرایش داشت او خود را وابسته به سرزمین ایران می‌دانست. وی به همراه دین‌شاه ایرانی از پیشوایان پارسیان هند سفری به ایران داشت. این سراینده‌ی هندی 16 امرداد‌ماه 1320 خورشیدی چشم از جهان فرو بست.

دین‌شاه ایرانی نویسنده و مترجم هندی و زاده‌ی سال 1260 خورشیدی در شهر بمبیی بود. وی از پارسیان هند و از پیشوایان مشهور زرتشتیان بمبئی بود. دین‌شاه، در سال ۱۳۱۱ خورشیدی به همراه رابیندرانات شاعر سرشناس هندی به ایران سفر کرد و در جشن بنا نهادن دبیرستان فیروزبهرام شرکت کرد. او دیوان حافظ را به انگلیسی برگردان کرد.

 


تاریخ پست:1396/6/5 16:49 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :614

دیدگاه هموندان

نام : شهریار ابراهیمی زمان : ۵ شهریور ۱۳۹۶ _ ۱۷:۵۷:۰۴

سپاس از شما امردادی های گرامی بخاطر متن های زیبا ، بسیارمتن ها و نوشته ها روشنگری در تاریخ ایران میکند .

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

کامنت خصوصی است؟ بله

برای ثبت دیدگاه عبارت امنیتی تصویررو به رو را وارد کنید.



مطالب مرتبط

نظر سنجی

کیفیت فیلم‌های سینمای ایران را در کدام اندازه می‌دانید؟

هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد